خرید بک لینک
"نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 10:25 بعد از ظهر"

این دقیقا تاریخی هس که اولین پست این وبلاگ ایجاد شد که تاریخچش رو در یک پست جداگانه که توی آرشیو (دی ماه 91)میتونید ببینید توضیح دادم.البته این مستند ترین چیزیه که من از ورودم به بلاگستان دارم ولی قبل تر از این هم من وبلاگ داشتم و بعدتر ها هم چند تا با موضاعات مختلف هم توی بلاگفا و هم سرورهای دیگه داشتم که به غیر از این همه به لقاءالله پیوستند.

داشتم دنبال همین تاریخچه توی آرشیو میگشتم که دوباره چند تا از پستای قدیمم رو خوندم.چه حسی داشت.حسی نوستالژیک همراه با غمی که اون روزها رو یاداور میشد.چه روزایی داشتم،هم شیرین و هم تلخ.مرور که میکردم مطالبم رو و با الان که مقایسه کردم دیدم چقدر فرهنگمون نوع نوشته ها و مطالبی که هم سن و سالای من اون موقع باهاش سر و کار داشتن با الان فرق کرده. واقعا این بلاگستان برای من یکی پر از تجربه و یاد گرفتن و اتفاقای شیرین و تلخ بوده.

به خاطر شرایط کارم این فرصت رو دارم که روزی یکبار حداقل بتونم به وبلاگم سر بزنم.وبلاگی که توی قبرستون بلاگستانی که دیگه هیچکی ازش یادی نمیکنه و هر کسی اینقدر درگیر زندگی شده که دیگه یادشم نمیاد با زور میخواد بگه من هنوز زنده هستم و مث وبلاگای دیگه نمردم! از حدود 50 تا پیوندی که توی وبلاگم ثبته (وبلاگای دوستان مجازی و هم دوره های خودم) فقط سه تا فعاله که از این سه تا یکی هنوز آپ میشه که البته همینم یه دوره تعطیلی موقت رو گذروند و دوباره برگشت و دو تای دیگه هم چند ماه یه بار یه پست میذارن که فقط بگن ما زنده ایم هنوز. بقیه وبلاگا همه تار عنکبوت بستن و از دور مث یه مخروبه هستن که هیچکی طرفوشنم نمیره...

کاش همونجور که ما نسبت به اطرافیانمون در دنیای واقعی مسئولیت پذیریم و از حال و روز هم باخبریم حداقل توی دنیای مجازی هم این رسالت رو حفظ میکردیم و حداقل یه خبر از زنده بودنمون و سیر تحولات زندگیمون هر چند کوتاه بذاریم. واسه همینم خودم بعد از این همه سال میخوام یه کوچولو از تحولاتم بگم که اگه مخاطبی باشه که فک نمیکنم، بدونه شاید براش جالب باشه پسر شیطونی که هر روز پست میذاشت یه زمانی الان بعد این همه سال چی به حال و روزش اومده...

بنده کارشناسی مدیریت ورزشیم رو سال 90 گرفتم و سال 91 به خدمت رفتم و سال 92 هم خدمت سربازی رو به اتمام رسوندم.به خاطر شرایط جامعه و فرهنگی که نسبت و امر ورزش هنوز در مدیریت کلان کشورمون ایجاد نشده نتونستم در شغلی که به رشتم مربوط باشه فعالیت کنم و این شد که به دلیل داشتن دیپلم حسابداری و تجربه کار در این زمینه همین شغل رو دارم ادامه میدم همچنان. از مهر ماه 94 مزدوج شدم و زندگی متاهلی رو دارم تجربه میکنم... این بود انشای من!!!

برچسب: نویسنده: نوید بختیاری تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 16:51

صفحه بندی